تمام مطالب برچسب : ایرج میرزا

اندرز و نصیحت (ایرج میرزا)

اندرز و نصیحت (ایرج میرزا)

picture نویسنده :
اندرز و نصیحت (ایرج میرزا)

روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر  که ز روز بد تو بر تو شدم یاد آور ای تو در دیده ی من ابهی من نور بصر  همه اعضایت تغییر کند پا تا سر  نه دگر مدح کند کس لب لعلت به شکر نه دگر ماند قد تو به سرو کشمر چشمت آن چشمست اما نبود چون عبهر سینه ات سینه ی قلبست ولی کو مرمر ؟  خار آهن نکند دفع هجوم از سنگر  نه دگر کس به هوای تو ستد در معبر که تو باز ایی و برخیزد و گیردت به بر خادم و حاجب او عذر تو خواهد بر در پیش کاین مو به رخت چون مور آرد لشکر طفل باهوش نه خود رای بود نه خود […]

ادامه مقاله
شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

picture نویسنده :
شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

چنین می گفت شاگردی به مکتب که این مکتب چه تاریکست یا رب نباشد جز همان تاریک دیوار همان لوح سیاه تیره و تار همان درس و همان بحث مبین همان تکلیف و آن جای معین همیشه این کتاب و این قلمدان همین دفتر که دو پیش است و دیوان نشاید خواند این را زندگانی کسالت باشد این نه شادمانی معلم در جوابش این چنین گفت: که باشد حال تو با حال من جفت همین منبر مرا همواره در زیر کنم هر صبحگه این درس تکریر نباشد جز همان قیل و همان قال همان تعلیم صرف و نحو اطفال چه اطفالی که با این جمله تدریس نمی دانند جز تزویر و تلبیس(اشاره به متقلبین در امتحانات) چنان تنبل به وقت […]

ادامه مقاله
محنت بسیار (ایرج میرزا)

محنت بسیار (ایرج میرزا)

picture نویسنده :
محنت بسیار (ایرج میرزا)

 عاشقی محنت بسیار کشید تا لب دجله به معشوقه رسید نا شده از گل رویش سیراب که فلک دسته گلی داد به اب نازنین چشم به شط دوخته بود فارغ از عاشق دلسوخته بود دید در روی شط اید به شتاب نو گلی چون گل رویش شاداب خواست کازاد کند از بندش اسم گل برد در اب افکندش خوانده بود این مثل ان مایه ناز که نکویی کن ودر اب انداز گفت به به چه گل زیباییست لایق دست چو من رعنایی است حیف ازون گل که برد اب او را کند از منظره نایاب او را گفت رو تا که زهجرم برهی نام بی مهری بر من ننهی مورد نیکی خواصت کردم از غم خویش خلاصت کردم باری ان […]

ادامه مقاله
قلب مادر ( ایرج میرزا )

قلب مادر ( ایرج میرزا )

picture نویسنده :
قلب مادر ( ایرج میرزا )

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌ که‌ کُند مادرِ تو با من‌ جنگ هر کُجا بیندم‌ از دور کُند چهره‌ پر چین‌ و جبین‌ پُر آژنگ با نگاهِ غضب‌ آلود زند بر دلِ نازکِ‌ من‌ تیرِ‌ خدنگ مادرِ سنگ‌دلت‌ تا زنده‌ست‌ شهد در کامِ من‌ و توست‌ شَرنگ نشوم‌ یکدل‌ و یکرنگ‌ تو را تا نسازی‌ دلِ او از خون‌ رنگ گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌ باید این‌ ساعت‌ بی‌خوف و درنگ روی‌ و سینۀ تنگش‌ بدری‌ دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینۀ‌ تنگ گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌ تا بَرد ز آینۀ‌ قلبم‌ زنگ عاشقِ بی‌خرد ناهنجار نه،‌ بل‌ آن‌ فاسقِ بی‌عصمت‌ و ننگ حُرمتِ مادری‌ از یاد ببُرد خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ ز بنگ رفت‌ […]

ادامه مقاله
کارگر و کارفرما (ایرج میرزا)

کارگر و کارفرما (ایرج میرزا)

picture نویسنده :
کارگر و کارفرما (ایرج میرزا)

شنیدم کارفرمایی نظر کرد ز روی کبر و نخوت کارگر را روان کارگر ازوی بیازرد که بس کوتاه دانست آن نظر را بگفت ای گنج ور این نخوت از چیست؟ چو مزد رنج بخشی رنج بر را من از آن رنج بر گشتم که دیگر نبینم روی کبر گنج ور را تو از من زور خواهی من ز تو زر چه منت داشت باید یکدگر را  تو صرف من نمایی بدره ی سیم مَنَت تاب روان نور بصر را منم فرزند این خورشید پر نور چو گل بالای سر دارم پدر را مدامش چشم روشن باز باشد که بیند زور بازوی پسر را زنی یک بیل اگر چون من در این خاک بگیری با دو دست خود کمر را نهال […]

ادامه مقاله
مرثیه عاشورا( استاد ایرج میرزا )

مرثیه عاشورا( استاد ایرج میرزا )

picture نویسنده :
مرثیه عاشورا( استاد ایرج میرزا )

رسم است هر که داغ جوان دیده دوستان رأفت برند حالت آن داغ ‌دیده را یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند تا تقویت شود دل محنت ‌کشیده را یک چند دعوتش به گل و بوستان کنند تا برکنندش از دل، خار خلیده را جمعی دگر برای تسلای او دهند شرح سیاه ‌کاری چرخ خمیده را القصه هر کس به طریقی ز روی مهر تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را آیا که داد تسلیت خاطر حسین چون دید نعش اکبر در خون تنیده را آیا که غمگساری‌ و اندوه بری نمود لیلای داغ‌ دیده‌ی محنت ‌کشیده را بعد از پدر دل پسر […]

ادامه مقاله
گزیده ای از اشعار ایرج میرزا

گزیده ای از اشعار ایرج میرزا

picture نویسنده :
گزیده ای از اشعار ایرج میرزا

«بر سنگ مزار» ای نکویان که در این دنیایید             یا از این بعد به دنیا آیید این که خفته است در این خاک منم       ایرجم، ایرج شیرین سخنم **** اشعار ایرج میرزا**** مدفن عشق جهان است اینجا           یک جهان عشق نهان است اینجا عاشقی بوده به دنیا فن من        مدفن عشق بود مدفن من **** اشعار ایرج میرزا**** آنچه از مال جهان هستی بود             حرف عیش و طرب مستی بود هر که را روی خوش وخوی نکوست        مرده و زنده من عاشق اوست **** اشعار ایرج میرزا**** من همانم که در ایام حیات         بی شما صرف نکردم اوقات تامرا روح و روان در تن بود           شوق دیدار شما در من بود **** اشعار […]

ادامه مقاله
زندگی نامه ایرج میرزا

زندگی نامه ایرج میرزا

picture نویسنده :
زندگی نامه ایرج میرزا

زندگی نامه ایرج میرزا   زندگی نامه ایرج میرزا-شاهزاده ایرج میرزا – جلال الممالک – در سال 1253 در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش  هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد . وی فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود  . در سن شانزده سالگی  ازدواج کرد و سه از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد . به دربار رفت و در سال 1303 با سمت بازرس کل امور مالیه خراسان رها کرد و به تهران آمد .   اقامت ایرج در خراسان که […]

ادامه مقاله