تمام مطالب برچسب : باران

شعرهای عاشقانه باران

شعرهای عاشقانه باران

picture نویسنده :
شعرهای عاشقانه باران

ღآسمان بارانیست… همگی میگذرند… چتردارن به دست… تانباردباران”برسروصورتشان… اما……….. من تنهاورها زیراین سقف سیاه مینشینم بی تو… وبه تو….می اندیشم… ღوای ؛ باران باران شیشه ی پنجره را بَاران شست. از دل من اما ، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ. می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران باران پرمرغان نگاهم را شست. ღمیخوردبر بام خانه… خانه ام کو؟خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟؟؟ …..روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روزدیرین؟ پس چه شددیگر”کجارفت؟ خاطرات خوب وشیرین… درپس آن کوی بن بست دردل تو”آرزوهست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غم های امروز… یادباران رفته ازیاد… آرزوهارفته برباد… بازباران”بازباران میخورد […]

ادامه مقاله
 شعر باران (2)

 شعر باران (2)

picture نویسنده :
 شعر باران (2)

شعر باران (2)   آره بارون میومد خوب یادمه، مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا، آره بارون میومد خوب یادمه، زیر لب زمزمه کردم، کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟ اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه، دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش، آره بارون میومد خوب یادمه … آره بارون میومد خوب یادمه، یه غروب بود روی گونه هات، دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات، اما فرقی هم نداره، کار از این حرفا گذشته، دیگه قلبم سر جاش نیست، آره بارون میومد خوب یادمه، آره بارون میومد خوب یادمه … خیلی سال پیش، توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست، […]

ادامه مقاله
شعر باران

شعر باران

picture نویسنده :
شعر باران

شعر باران خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پرپر نشده دل آسمون سبک تر نشده مه سرد رو تن پنجره ها مثل بغض توی سینه ی منه ابر چشمام پر اشکه ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بد جوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم؟ همه حرفها که آخه گفتنی نیست خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده ***************شعر باران************** شعر باران وای ؛ باران باران شیشه ی پنجره را بَاران شست. از دل من […]

ادامه مقاله