تمام مطالب برچسب : بهار

آمد بهار جان‌ها (مولوی)

آمد بهار جان‌ها (مولوی)

picture نویسنده :
آمد بهار جان‌ها (مولوی)

شعر زیبا و خواندنی مولوی آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ از عشق تاجداران در چرخ او چو باران آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ در دست جام باده آمد بتم پیاده گر نیستی تو ماده […]

ادامه مقاله
اشعار زیبای بهار و عید نوروز (3)

اشعار زیبای بهار و عید نوروز (3)

picture نویسنده :
اشعار زیبای بهار و عید نوروز (3)

مبارکتر شب و خرمترین روز به استقبالم آمد بخت پیروز دهلزن گو دو نوبت زن بشارت که دوشم قدر بود امروز نوروز مهست این یا ملک یا آدمیزاد پری یا آفتاب عالم افروز ندانستی که ضدان در کمینند نکو کردی علی رغم بدآموز مرا با دوست ای دشمن وصالست تو را گر دل نخواهد دیده بردوز شبان دانم که از درد جدایی نیاسودم ز فریاد جهان سوز گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود نمی‌دانست سعدی قدر این روز سعدی اشعار زیبای بهار و عید نوروز سپیـــــده‌دم، نسیمی روح پــــــــــرور وزیــــــد و کـــــــــرد گیتی را معنبـــــــر تـــو پنــــــداری زفـــــروردین و خــرداد بـــــــه باغ و راغ، بُــــــد پیغـــــــام‌آور به رخسار و به تن، مشاطه کــــردار عـروســـان چمـــن را بست زیــور گرفت از پای، […]

ادامه مقاله
شعر زیبای آ بهار… ( امیرحسین مدرس )

شعر زیبای آ بهار… ( امیرحسین مدرس )

picture نویسنده :
شعر زیبای آ بهار… ( امیرحسین مدرس )

امیرحسین‌ مدرس‌ متولد شهریور ماه‌ ۱۳۴۹ درتهران‌ است‌ و دارای‌ لیسانس‌ زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ می‌باشد. در وادی‌ هنر حرف‌ زیادی‌ برای‌ گفتن‌ دارد در زمینه‌های‌ بازیگری‌، اجرا، موسیقی‌ سنتی‌، خوانندگی‌، نویسندگی‌، شعر،روزنامه‌ نگاری‌ و… صاحب‌ نظر است‌ دس نیگردار آ بهار، خاک و گلم مونده هنو دس پاچم نکن، نیگا: فرش دلم مونده هنو هنو ایوون چشام گرت و خاکش پاک نشده خیلی وقته این چشا ابری و نمناک نشده آدما میگن تو داروی جوونی رو داری روی زخم دل عاشقا، تو مرهم میذاری هر کی عاشق می‌شه نور چشم تو پناهشه اگرم کم بیاره، دست تو تکیه‌گاهشه آ بهار هر کیو دیدم، بوی پاییز و می‌داد بوی کوچه‌های تاریک و غم‌انگیز و می‌داد آ بهار، هر کیو دیدم، […]

ادامه مقاله
نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا (منوچهری)

نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا (منوچهری)

picture نویسنده :
نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا (منوچهری)

نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا بوستان گویی بتخانه‌ی فرخار شده‌ست مرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنا بر کف پای شمن بوسه بداده وثنش کی وثن بوسه دهد بر کف پای شمنا کبک ناقوس‌زن و شارک سنتورزنست فاخته نای‌زن و بط شده طنبورزنا پرده‌ی راست زند نارو بر شاخ چنار پرده‌ی باده زند قمری بر نارونا کبک پوشیده به تن پیرهن خز کبود کرده با قیر مسلسل دو بر پیرهنا پوپوک پیکی، نامه زده اندر سر خویش نامه گه باز کند، گه شکند بر شکنا فاخته راست بکردار یکی لعبگرست در فکنده به گلو حلقه‌ی مشکین […]

ادامه مقاله
بهار آمد و رفت ماه سپند (ملک الشعرای بهار)

بهار آمد و رفت ماه سپند (ملک الشعرای بهار)

picture نویسنده :
بهار آمد و رفت ماه سپند (ملک الشعرای بهار)

محمدتقی بهار، ملقب به ملک‌الشعرا، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار معاصر ایرانی بود. او شاعر قرن حاضر است که در زمان مبارزات مشروطیت زندگی می کرده و بخشی از اشعار وی درباره مبارزه با استبداد است بهرحال در سال 1317 قصیده بلندی در وصف نوروز و زیبایی های طبیعت سروده که بخشی از آن در اینجا نقل آورده می شود : بهار آمد و رفت ماه سپند نگارا در افکن بر آذر سپند به یک باره سر سبز شد باغ و راغ ز مرز حلب تا در تاشکند بنفشه ز گیسو بیفشاند مشک شکوفه به زهدان بپرورد قند به یک هفته آمد سپاه بهار ز کوه پلنگان به کوه سهند جهان گر جوان شد به فصل بهار چرا سر […]

ادامه مقاله
اشعاری در وصف بهار از فریدون مشیری

اشعاری در وصف بهار از فریدون مشیری

picture نویسنده :
اشعاری در وصف بهار از فریدون مشیری

هوا هوای بهار است و باده باده ء ناب به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب در این پیاله ندانم چه ریختی ، پیداست که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب فرشته روی من ، ای آفتاب صبح بهار مرا به جامی از این آب آتشین دریاب به جام هستی ما ، ای شراب عشق بجوش به بزم ساده ما ، ای چراغ ماه بتاب گل امید من امشب شکفته در بر من بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب مگر نه خاک ره این خرابه باید شد بیا که کام بگیریم ازین جهان خراب اشعار بهار از فریدون مشیری بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک […]

ادامه مقاله
شعر بهاری و نوروزی در وصف عید نوروز (3)

شعر بهاری و نوروزی در وصف عید نوروز (3)

picture نویسنده :
شعر بهاری و نوروزی در وصف عید نوروز (3)

سالی در راه است سالی پر برکت سالی که اگر خواهی نیست در آن حسرت برف ها آب شدند غصه ها از ما دور یک دل خوش دارم که شده سنگ صبور تو در این خانه تکانی بتکان هر چه از درد حکایت میکرد بگذار پاک شوی از غم ها خالی شوی از دوده ی درد میلاد جانمحمدی شعر بهاری و نوروزی در وصف عید نوروز چون پرند نیگلون بر روی بندد مرغزار پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار خاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاس بید را چون پر طوطی برگ روید بی شمار دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد حبذا باد شمال و خرما بوی بهار بادگویی مشک سوده دارد اندر آستین باغ […]

ادامه مقاله
نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد…

نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد…

picture نویسنده :
نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد…

 نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد گل از تو گلگون تر امید از تو شیرین تر. نمیشود ،پاییز فضای نمناک جنگلی اش   برگهای خسته ی زردش غمگین تر از نگاه تو باشد…. نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد.    نمیشود که که تو باشی به مهربانی مهتاب در آن زمان که روح دردمند ولگردم  بستری میجوید  بالینی میخواهد   تا شاید دمی بیاساید. نمیشود که تو باشی به مهربانی مهتاب و این روح دردمند ولگرد  باز هم کوله را زمین نگذارد و سررا بر زانوی مهربانی تو. نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد شکوفه از تو شاداب تر پاییز از تو غمگین تر. نمیشود که تو باشی و شعر هم باشد نمیشود که تو باشی ، […]

ادامه مقاله
شعر دختر و بهار ( فروغ فرحزاد )

شعر دختر و بهار ( فروغ فرحزاد )

picture نویسنده :
شعر دختر و بهار ( فروغ فرحزاد )

دختر و بهار دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت ای دختر بهار حسد می برم به تو عطر و گل و ترانه و سر مستی ترا با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای با ناز میگشود دو چشمان بسته را میشست کاکلی به لب آب تقره فام آن بالهای نازک زیبای خسته را خورشید خنده کرد و ز امواج خنده اش بر چهر روز روشنی دلکشی دوید موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او رازی سرود و موج بنرمی از او رمید خندید باغبان که سرانجام شد بهار دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار ای بس بهارها که بهاری نداشتم خورشید […]

ادامه مقاله
شعر بهار

شعر بهار

picture نویسنده :
شعر بهار

شعر بهار سعدی – غزلیات   برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز چو آتش در درخت افکند گلنار دگر منقل منه آتش میفروز چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست حسدگو دشمنان را دیده بردوز بهاری خرمست ای گل کجایی که بینی بلبلان را ناله و سوز جهان بی ما بسی بودست و باشد برادر جز نکونامی میندوز نکویی کن که دولت بینی از بخت مبر فرمان بدگوی بدآموز منه دل بر سرای عمر سعدی که بر گنبد نخواهد ماند این کوز دریغا عیش اگر مرگش نبودی دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز رودکی سمرقندی آمد بهار خرم با رنگ و […]

ادامه مقاله