تمام مطالب برچسب : ترانه

هفته‌ها کردیم ماه و سالها کردیم پار ( پروین اعتصامی)

هفته‌ها کردیم ماه و سالها کردیم پار ( پروین اعتصامی)

picture نویسنده :
هفته‌ها کردیم ماه و سالها کردیم پار ( پروین اعتصامی)

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. وی در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد هفته‌ها کردیم ماه و سالها کردیم پار نور بودیم و شدیم از کار ناهنجار نار یافتیم ار یک گهر، همسنگ شد با صد خزف داشتیم ار یک هنر، بودش قرین هفتاد عار گاه سلخ و غره بشمردیم و گاهی روز و شب کاش میکردیم عمر رفته را روزی شمار شمع جان پاک را اندر مغاک افروختیم خانه روشن گشت، اما خانهٔ دل ماند تار صد حقیقت را […]

ادامه مقاله
عشق را درد مگویی که بلایی بودست (هلالی جغتایی)

عشق را درد مگویی که بلایی بودست (هلالی جغتایی)

picture نویسنده :
عشق را درد مگویی که بلایی بودست (هلالی جغتایی)

دلم به سینهٔ سوزان مشوش افتادست دل از کجا؟ که در این خانه آتش افتادست خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد چه خوش غمی‌ست که ما را به او خوش افتادست صفای باده و رخسار ساده هوشم برد شراب و ساقی ما هر دو بی‌غش افتادست به خط و خال آراستی و حیرانم که این صحیفه به غایت منقّش افتادست گهی که بر سر عشاق راند ابرش ناز  کدام سر، که نه در پای ابرش افتادست؟ به رسم تحفه کشم نقد عمر در پایش ولی چه سود که آن سرو سرکش افتادست گرفت نور تجلّی شب هلالی را که روی خوب تو در جلوه مه‌وش افتادست عشق‌بازی چه بلا فکر خطایی بودست عشق خود عشق نبودست، بلایی […]

ادامه مقاله
اشعار زیبای شب یلدا (4)

اشعار زیبای شب یلدا (4)

picture نویسنده :
اشعار زیبای شب یلدا (4)

شب یلداست شب از تو به دلگیری هاست شب  دیوانگــی  اغلب  زنجیـــــریهاست شب تا صبــــح به زلف تــو توکل کردن شب در دامن تنهایی شب ، گل کردن شب درداست شب خاطــره بارانیهاست شب تا نیمه شب شعر وغزلخوانیهاست شب یلداست شب با غم تو سر کردن شب تقدیـــر خود اینگونــــه مقدر کردن کاش یک شب برسد یک شب یلدا باهم بنشینیم  زمــان  را  بــــه تماشـــا با هم بنشینیم  و ز  هـــم دفـــع  ملالی  بکنیم این هم از عمر شبی باشد وحالی بکنیم شب یلدا شده خود را برسانی بد نیست امشبی را اگر ای عشق بمانی بد نیست سیب سرخی و اناری و شرابی بزنیم پشت پا تا سحرالدهر به خوابی بزنیم موی تو باشد و شب را به […]

ادامه مقاله
قیصر امین پور / دو دستم ساقه سبز دعایت

قیصر امین پور / دو دستم ساقه سبز دعایت

picture نویسنده :
قیصر امین پور / دو دستم ساقه سبز دعایت

دو دستم ساقه سبز دعایت گـل اشـکم نثـار خاک پایـت دلم در شاخه یاد تو پیچیـد چو نیلوفر شکفتـم در هوایت به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم زدیده خون به دامن می فشانم چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی نیستان را به آتش می کشانم به یادت ای چـراغ روشـن مـن ز داغ دل بسوزد دامـن مـن ز بس در دل گل یادت شکوفاست گرفتـه بـوی گـل پیــراهن مـن همه شب خواب بینم خواب دیدار دلـی دارم دلـی بـی تـاب دیدار تو خورشیدی و من شبنم چه سازم نه تـاب دوری و نه تاب دیــدار سـری داریـم و سـودای غـم تـو پـری داریـم و پــروای غم تـو غمت از هر چه شادی دلگشاتـر دلـی داریـم و دریــای غم […]

ادامه مقاله
دلم را از سر راه نیاورده ام (عادل دانتیسم)

دلم را از سر راه نیاورده ام (عادل دانتیسم)

picture نویسنده :
دلم را از سر راه نیاورده ام (عادل دانتیسم)

دلم را از سرِ راه نیاورده ام سرِ راهِ هر کس و ناکسی بگذارم و بگویم :لطفا مرا بردارید و دوستم بدارید! شده باشد تنهایی تمامش را به دوش بکشم آوازه خوانِ کوچه و خیابان بشوم دوست داشتنت را زمین نمی گذارم جایش را هم به زور به هیچ نگاهی نمی بخشم راستش حتی به تو هم هیچ ربطی ندارد چه برسد به دیگران که چرا اینگونه بی رحمانه دل پایِ تو نشسته است اما برایِ خاطر جمعیِ هرکس که می پرسد از خلوتِ خودش که مگر می شود دوست داشت اینچنین ؟ می شود ! حتی بی بوسه و آغوش هم می شود حتی می شود آنقدر وفادار بود که هرکسی از لحنِ حرفهایت بفهمد که اینجا کسی دارد […]

ادامه مقاله
اگه تو از پیشم بری (مریم حیدر زاده)

اگه تو از پیشم بری (مریم حیدر زاده)

picture نویسنده :
اگه تو از پیشم بری (مریم حیدر زاده)

مریم حیدرزاده متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ نقاش ٬نویسنده ٬شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه […]

ادامه مقاله
شکوفه های هلو (حسین منزوی)

شکوفه های هلو (حسین منزوی)

picture نویسنده :
شکوفه های هلو (حسین منزوی)

حسین منزوی (۱ مهر ۱۳۲۵ – ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) شاعر ایرانی است. او که بیشتر به عنوان شاعری غزل‌سرا شناخته شده است، در سرودن شعر نیمایی و شعر سپید هم تبحر داشت. منزوی در سال ۱۳۸۳ بر اثر آمبولی ریوی در تهران درگذشت و در کنار آرامگاه پدرش در زنجان به خاک سپرده شد شکوفه های هلو رستــه روی پیرهنت دوباره صورتـــی ِ صورتی است باغ تنت دوباره خواب مــرا مــی برد کــــه تا ببرد به روز صورتی ات – رنگ مهربان شدنت چه روزی ، آه چه روزی! که هر نسیم وزید گلـــی سپرد بــــه من پیش رنگ پیــرهنت چه روزی ، آه چه روزی! که هر پرنده رسید نُکــی بــــه پنـــــــجره زد پیش بـــاز در زدنت تـــــو آمدی […]

ادامه مقاله
حدیث زلف جانان (شیخ محمود شبستری)

حدیث زلف جانان (شیخ محمود شبستری)

picture نویسنده :
حدیث زلف جانان (شیخ محمود شبستری)

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم‌بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است حدیث زلف جانان بس دراز است چه می‌پرسی از او کان جای راز است مپرس از من حدیث زلف پرچین مجنبانید زنجیر مجانین ز قدش راستی گفتم سخن دوش سر زلفش مرا گفتا فروپوش کژی بر راستی زو گشت غالب وز او در پیچش آمد راه طالب همه دلها از او گشته مسلسل همه جانها از او بوده مقلقل معلق […]

ادامه مقاله
زنده باش (هوشنگ ابتهاج)

زنده باش (هوشنگ ابتهاج)

picture نویسنده :
زنده باش (هوشنگ ابتهاج)

امیر هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی با تخلص (( ه. الف سایه )) در 6 اسفند ماه سال ۱۳۰۶ در شهر رشت پا به هستی نهاد .امیر هوشنگ ابتهاج یکی از بهترین غزل سرایان ایران محسوب می شود چه فکر میکنی که بادبان شکسته، زورق به گل نشسته‌ای است زندگی در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته به بن رسیده ، راه بسته ایست زندگی چه سهمناک بود سیل حادثه که همچو اژدها دهان گشود زمین و آسمان ز هم گسیخت ستاره خوشه خوشه ریخت و آفتاب در کبود دره ‌های آب  غرق شد هوا بد است تو با کدام باد میروی چه ابرتیره ای گرفته سینه تو را که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل […]

ادامه مقاله
حقیقت دارد ( احمد رضا احمدی )

حقیقت دارد ( احمد رضا احمدی )

picture نویسنده :
حقیقت دارد ( احمد رضا احمدی )

احمدرضا احمدی در سال ۱۳۱۹ در کرمان به دنیا آمد. وی دوره آموزش‌های دبستانی را در کرمان گذراند و 7 سال بعد به همراه خانواده راهی تهران شد و در مدرسه دارالفنون تحصیل کرد. ذوق کودکی‌اش در بزرگسالی او را به شعر کشاند. آشنایی عمیق او با شعر و ادبیات کهن ایران و شعر نیما دستمایه‌ای شد تا حرکتی کاملاً متفاوت را در شعر معاصر آغاز و پی‌ریزی کند حقیقت دارد  تو را دوست دارم  در این باران  می خواستم تو  در انتهای خیابان نشسته باشی  من عبور کنم  سلام کنم لبخند تو را در باران  می خواستم  می خواهم  تمام لغاتی را که می دانم برای تو  به دریا بریزم دوباره متولد شوم  دنیا را ببینم رنگ کاج را […]

ادامه مقاله
دل دیوانه (قاآنی)

دل دیوانه (قاآنی)

picture نویسنده :
دل دیوانه (قاآنی)

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد،قاآنی در سال ۱۲۷۰ هجری قمری در تهران وفات یافت و در حرم حضرت عبدالعظیم مدفون شد. دیوان اشعار وی بالغ بر بیست هزار بیت است. او کتابی به نام پریشان به سبک گلستان در نثر نگاشت دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست کس بر او دست نیابد که سر زلف تو بستست چکند طالب چشمت که ز جان دست نشوید بوی خون آید از آن مست‌ که شمشیر به دست است به امیدی که شبی سرزده مهمان من آیی چشم در راه و سخن بر لب و جان بر کف […]

ادامه مقاله
هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد (خاقانی)

هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد (خاقانی)

picture نویسنده :
هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد (خاقانی)

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (تولد۵۲۰ قمری در شَروان – وفات ۵۹۵ قمری در تبریز ) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیده‌سرایان عصر خویش است هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد هرگز ز شست چرخ خدنگی خطا نکرد خیاط روزگار به بالای هیچ کس پیراهنی ندوخت که آخر قبا نکرد نقدی نداد دهر که حالی دغل نشد نردی نباخت چرخ که آخر دغا نکرد گردون در آفتاب سلامت کرا نشاند کآخر چو صبح اولش اندک بقا نکرد کی دیده‌ای دو دوست که جوزا صفت […]

ادامه مقاله
1 2 3 36