تمام مطالب برچسب : حضرت محمد

اشعار رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) -2

اشعار رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) -2

picture نویسنده :
اشعار رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) -2

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است دیدم شروع محشر کبرای دیگر است گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین اشک عزا به دیده زهرای اطهر است گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر دیدم که روز، روز عزای پیمبر است پایان عمر سید و مولای کائنات آغاز دور غربت زهرا و حیدر است قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است روی حسین مانده به دیوار بی کسی چشم حسن به اشک دو چشم برادر است ای دل بیا و گریه زینب نظاره کن مانند پیروهن جگر خویش پاره کن […]

ادامه مقاله
اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)-3

اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)-3

picture نویسنده :
اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)-3

 تویی هم مصطفی و هم محمد  تو را در آسمان نامند احمد تـو کانــون صفـــا مــــرد یقـینی  تو عیـن رحمـه للعـالمینی تو اکـنـون شهــر علــم و اجتهادی  تو رب النوع شمشیر و جهادی  تو خورشیدی شدی در گوشه غار  بر نور تو شد خورشید و مه تار  بتـاب و روشنـی بخش جهان باش مـهـین پیغـمبر آخر زمان باش عید پیامبری رسول خدا مبارک از بعثت او جهان جـوان شد گیتـى چو بهشـت جاودان شد این عید به اهل دین مبارک اشعار عید مبعث امروز قلب عالم و آدم حرای توست این کوه نور شاهد حرف خدای توست مکه دگر برای بزرگیت کوچک است فریاد کن رسول که دنیا برای توست اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول قران بخوان امین که […]

ادامه مقاله
اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)

اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)

picture نویسنده :
اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)

شعر مبعث پیامبر آفتاب آفتابِ عالم آرا آفتابی می‌کند با اشعه رنگِ دلها را شهابی می‌کند این چه دریائیست اعجازی حسابی می‌کند چشم هر بیننده‌اش را نقره آبی می‌کند خود دل است این، دلبر است این، رهنما و رهبر است این رسول حق محمّد، حضرتِ پیغمبر است کوه نور و صخره‌هایش خم شده در سجده‌اش آشنا غار حرا با نغمه‌‌ی هر سجده‌اش بوته‌های این بیابان گوئیا در سجده‌اش می‌کند هم خاک و باد و آب و آذر سجده‌اش کیست این جبریل دارد می به جامش می‌دهد هم خدا، هم مکه، هم هستی، سلامش می‌دهد نقش پیشانی او تک بیتی از دنیا غزل رنگ چشمانش زند طعنه به شهد و بر عسل ابروانش فارغ از هر گونه امثال و مثل بر […]

ادامه مقاله