تمام مطالب برچسب : شاگرد

شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

picture نویسنده :
شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

چنین می گفت شاگردی به مکتب که این مکتب چه تاریکست یا رب نباشد جز همان تاریک دیوار همان لوح سیاه تیره و تار همان درس و همان بحث مبین همان تکلیف و آن جای معین همیشه این کتاب و این قلمدان همین دفتر که دو پیش است و دیوان نشاید خواند این را زندگانی کسالت باشد این نه شادمانی معلم در جوابش این چنین گفت: که باشد حال تو با حال من جفت همین منبر مرا همواره در زیر کنم هر صبحگه این درس تکریر نباشد جز همان قیل و همان قال همان تعلیم صرف و نحو اطفال چه اطفالی که با این جمله تدریس نمی دانند جز تزویر و تلبیس(اشاره به متقلبین در امتحانات) چنان تنبل به وقت […]

ادامه مقاله