تمام مطالب برچسب : شب قدر

اشعار شبهای قدر (3)

اشعار شبهای قدر (3)

picture نویسنده :
اشعار شبهای قدر (3)

 شب قدر است امشب مست مستم‌ ای خدا با تو شدم تا مست دانستم که هستم ای خدا با تو در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو می‌خواهم تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو   خواه از من که هرگز راه عقل و عافیت پویم که من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو دویدم سال‌‌ها اما به دور افتادم از کویت چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو سر از خاک زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو تو هر جا جلوه کردی من تو را دیدم پرستیدم به هر صورت جمالی می‌پرستم ای خدا […]

ادامه مقاله
اشعار شبهای قدر (2)

اشعار شبهای قدر (2)

picture نویسنده :
اشعار شبهای قدر (2)

در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد محراب پر ز خون دل بوتراب شد سیمرغ عشق، از قفس آزاد گشت باز آری قسم به کعبه، علی(ع) کامیاب شد لرزان اساس خلقت و سرگشته کائنات جانها ز داغ او، همه در التهاب شد پیچید در فضای جهان بانگ «قد قُتِل» روح الامین به سوی زمین با شتاب شد بر سر زدند جمله مَلَک‏های آسمان گریان، که پایگاه هدایت خراب شد گیسوی شب، سپید شد از داغ مرتضی وقت سحر، که صورتش از خون خضاب شد کشتند چونکه شیر خدا را به سجده‏گاه دیگر برای کشتن حق فتح باب شد جسمی به خاک رفت که جان‏ها فدای اوست داغی به جای ماند، که دل‏ها کباب شد شب قدر است و امشب راز […]

ادامه مقاله
اشعار شب قدر

اشعار شب قدر

picture نویسنده :
اشعار شب قدر

اشعار شب قدر لطف تو یارب! ازل است و ابد این منم و این گنه بی‌عدد روی سیه، بار خطا، فعل بد    نمی‌زنی به سینه‌ام دست رد    یا واحد یا احد یا صمد تشنـه لبم آب حیاتم بده     غرق گنـاهم حسناتم بده از کرم خویش نجاتم بده     اگرچه باشدگنهم بی‌عدد   یا واحد یا احد یا صمد بنده ولی بنـده شرمنده‌ام     رو سیه و زار و سرافکنده‌ام باز به سوی تو پناهنده‌ام      ای همه عفو تو فراترزحد    یا واحد یا احد یا صمد آمده‌ام تا کـه قبولم کنی     وصل به اولاد رسولم کنی سائل زهرای بتولم کنی      جزکرمت هیچ ندارم سند   یا واحد یا احد یا صمد مرا به قرآن پیمبر ببخش   به اشک صدیقه ‌اطهر ببخش به آخرین نماز حیدر […]

ادامه مقاله