تمام مطالب برچسب : شفیعی کدکنی

در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست (شفیعی کدکنی)

در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست (شفیعی کدکنی)

picture نویسنده :
در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست (شفیعی کدکنی)

در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست جایی که تو باشی خبر از خویشتنم نیست اشکم که به دنبال تو آواره ی شوقم یارای سفر با تو و رای وطنم نیست این لحظه چو باران فرو ریخته از برگ صد گونه سخن هست و مجال سخنم نیست بدرود تو را انجمنی گرد تو جمع اند بیرون ز خودم راه در آن انجمنم نیست دل می تپدم باز درین لحظه ی دیدار دیدار ‚ چه دیدار ؟ که جان در بدنم نیست بدرود و سفر خوش به تو آنجا که رهاییست من بسته ی دامم ره بیرون شدنم نیست در ساحل آن شهر تو خوش زی که من اینجا راهی به جز از سوختن و ساختنم نیست تا باز کجا […]

ادامه مقاله
ای مهربان تر از برگ (شفیعی کدکنی)

ای مهربان تر از برگ (شفیعی کدکنی)

picture نویسنده :
ای مهربان تر از برگ (شفیعی کدکنی)

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران بیداری ستاره در چشم جویباران آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران بازا که در هوایت خاموشی جنونم فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران گفتی : به روزگاران مهری نشسته گفتم بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند دیوار زندگی را زین گونه یادگاران وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران منبع: beytoote

ادامه مقاله