تمام مطالب برچسب : پدر

ای پدر ای با دل من همنشین

ای پدر ای با دل من همنشین

picture نویسنده :
ای پدر ای با دل من همنشین

شعری درمورد پدر ای صمیمی ای بر انگشتر نگین ای پدر ای همدم تنهاییم آشنایی با غم تنهاییم *** ای طنین نام تو بر گوش من ای پناه گریه ی خاموش من همچو باران مهربان بر من ببار ای که هستی مثل ابر نو بهار *** در صداقت برتر از آیینه ای  در رفاقت باده ای بی کینه ای  ای سپیدار بلند و بی پایدار می برم نام تو را با افتخار *** هر چه دارم از تو دارم ای پدر ای که هستی نور چشم و تاج سر رحمت بارانی روشن تبار مهربانی از مانده یادگار *** ای پدر بوی شقایق می دهی عاشقی را یاد عاشق می دهی با تو سبزم ،گل بهارم ، ای پدر  هر چه […]

ادامه مقاله
مهر مادر عشق پدر (ساسان کوچکی)

مهر مادر عشق پدر (ساسان کوچکی)

picture نویسنده :
مهر مادر عشق پدر (ساسان کوچکی)

اگر مهری به دل دارم ، اگرعشقی به سر دارم یقینا مــادرم داده و یـا ارث از پــدر دارم چو مـادر یاورم باشد ، پـدر باشد دعـا گویم نه از بیـگانه بـاکـم هست ، نه پـروا از خـطـر دارم اگر روزی شکستم عهد ، میان مادر و فرزند خداوندا تو کاری کن که جان از تن به در دارم پدر عمری به زحمت بود ، دل مادر پر از غصه از ایــن درد جــگرسوزم دلـی غرق شرر دارم اگر روزی برم از یاد ، وفای آن دو عاشق را مرا دیگر نه غیرت هست ، نه نامی از پسر دارم اگر ارثی مرا باید ، مرا مهر پدر کافیست نه حرص مال و ملکم هست ، نه چشم سیم و […]

ادامه مقاله
در جستجوی پدر ، شعر استاد شهریار

در جستجوی پدر ، شعر استاد شهریار

picture نویسنده :
در جستجوی پدر ، شعر استاد شهریار

<<در جستجوی پدر ، شعر استاد شهریار >>  دلتنگ غروبی خفه بیرون زدم از در در مُشت گرفته مُچ دست پسرم را یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی این کلّه ی پوک و سر و مغز پکرم را هم وطنم بار غریبی به سر دوش کوهی است که خواهد بشکاند کمرم را من مرغ خوش آواز و همه عمر به پرواز چون شد که شکستند چنین بال و پرم را رفتم که به کوی پدر و مسکن مألوف تسکین دهم آلام دل جان بسرم را گفتم به سرِ راهِ همان خانه و مکتب تکرار کنم درس سنین صغرم را گر خود نتوانست زدودن غمم از دل زان منظره باری بنوازد نظرم را کانون پدر جویم و گهواره […]

ادامه مقاله
شعر روز پدر (پروین اعتصامی)

شعر روز پدر (پروین اعتصامی)

picture نویسنده :
شعر روز پدر (پروین اعتصامی)

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من مه گردون ادب بودی و در خاک شدی خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من از ندانستن من، دزد قضا آگه بود چو تو را برد، بخندید به نادانی من آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت کاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم آه از این خط که نوشتند به پیشانی من رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی بی تو در ظلمتم، ای دیده‌ی نورانی من بی تو اشک و غم و حسرت همه […]

ادامه مقاله
شعر روز پدر

شعر روز پدر

picture نویسنده :
شعر روز پدر

«شعر روز پدر» ای پدر ای با دل من همنشین           ای صمیمی ای بر انگشتر نگین ای پدر ای همدم تنهاییم            آشنایی با غم تنهاییم ****شعر روز پدر**** ای طنین نام تو بر گوش من          ای پناه گریه ی خاموش من همچو باران مهربان بر من ببار         ای که هستی مثل ابر نو بهار ****شعر روز پدر**** در صداقت برتر از آیینه ای             در رفاقت باده ای بی کینه ای ای سپیدار بلند و بی پایدار           می برم نام تو را با افتخار ****شعر روز پدر**** هر چه دارم از تو دارم ای پدر              ای که هستی نور چشم و تاج سر رحمت بارانی روشن تبار            مهربانی از مانده یادگار ****شعر روز پدر**** ای […]

ادامه مقاله